خوشنویسی و خطاطی (موسیقی سکوت)

هنر اصیل خوشنویسی

نگاهی تحلیلی بر ساختار موضوع در جشنواره های هنری
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
 

 

نگاهی تحلیلی بر ساختار موضوع در جشنواره های هنری


یکی از تاثیرهای مهم جشنواره های هنری را می توان ایجاد استحکام در پایه های تشکیل دهنده جامعه به طور عام و جوامع هنری بطور خاص ذکر کرد.

ساختن سازمانی از نشانه ها و در نتیجه زبانی خاص ، چیزیکه از مرز های تنهایی خود بگذرد و با دیگر عناصر جامعه ارتباط برقرار کند . مانند زبان که به واسطه نمادهایی رابطه ذهنی برقرار میکند.و تبدیل به عاملی برای همبستگی می شود.پس وقتی هنر یک زبان باشد، یک ابزار همبستگی اجتماعی هم هست.و به علاوه چون با یک نظام از نماد های فکری سر و کار نداریم بلکه با نظامی از نماد های عاطفی در هنر سر و کار داریم.همبستگی ای که به واسطه این نهاد ها ایجاد می شود نزدیک تر خواهد بود.این همبستگی عاطفی از رابطه متقابل افراد جدا از هم می گذرد و به نوعی نفوذ متقابل در جانها می رسد ما وقتی به اهمیت این مطلب پی می بریم که می بینیم در دوره های معینی از تاریخ ،هنر به درستی یک نشانه ی اتفاق و پیوستگی اجتماعی بوده است. به عنوان مثال در لهستان اشغال شده، این ادبیات و نقاشی بود که وسیله اتحاد وطن پرستان شد. و یا درباره ی طراحی وجایگزینی حروف عربی به جای حروف خط پهلوی ایران قبل از اسلام این هنرمندان مقارن با حکومتهای آل بویه و سامانی و ... بودندکه در احیا و ترویج فرهنگ ایرانی و در سده های اول دوره اسلامی نقش مهمی ایفا کرده و از هیچ گونه تلاشی در جهت حفظ زبان ، فرهنگ و هنر ایرانی دریغ نکردند. در این دوران خط ایرانی به عرصه ای برای هنرنمایی خوشنویسان تبدیل می شود و در طی سالها با توجه به انتقال مفاهیم ابعاد زیبا شناسی آن هم را تکامل و توسعه را طی کرد و در سده های بعد کلیت هنر خوشنویسی ایرانی- اسلامی براساس همین الفبا متحول شد و شخصیت قائم به ذات خود را پیدا کرد. 
در ادامه یکی از عوامل تاثیر گذاری که منجر به ماندگاری تاثیر جشنواره هاو همایش ها ی هنری در طول تاریخ می شوند را بر می شمریم و به تحلیل آن می پردازیم. 
توجه به( موضوع ومحوریت ) اینگونه جشنوار ه ها یکی از مهمترین و حساس ترین بخشهایی است که باید مورد توجه و عنایت طراحان و برنامه ریزان قرار گیرد. چرا که (موضوع) نقش مهمی به لحاظ مفهوم در ایجاد و ثبت آثار هنری ماندگار دارد موضوع باعث می شود تا فرهنگ و تمام اجز ا آن خود را از طریق بیانی که در یک اثر هنری وجود دارد منتقل کند.برای انتخاب موضوع و آثار هنری ای که پیرامون آن بوجود می آیند در نظر گرفتن دو خصلت بسیار اساسی وحائز اهمیت است 
۱- هماهنگی موضوع با فرهنگ جامعه : 
با بررسی نمونه های مختلف تاریخی می توان به تاثیر گذاری فرهنگ ها بر آثار بر جای مانده ی هنری اشاره کرد :  وقتی در دوره عباسی پایتخت به بغداد منتقل شد نفوذ هنر و معماری ایرانی یا بگوییم ساسانی غلبه یافت و در معماری اسلامی تاثیر شگرفی از خود برجای گذاشت. آجر به مقدار زیاد در ساختن جرز و پلکان و طاق و گنبد و... به کار برده می شد و هلال درگاه و طاقنما و طاق گهواره ای و گنبد و ایوان اشکانی اساس استخوان بندی معماری را تشکیل می داد در واقع ایران از همان نخستین قرن هجری (هفتم میلادی) میراث هنری مستقلی به جهان اسلام عرضه کرد ، شیوه ی ساختن طاقهای سه کنج دار و گنبد های ضربی آجری ، و نیز بکار گیری کاشیهای الوان برای تزیین رویه های بنا ،شیوه ی ایرانی ها بود. 
آنچه که از مطالعه این نمونه ها در می یابیم ، توجه به این مطلب است که اگر چه در تمام این بلاد از اسپانیا گرفته تا هندوستان موضوع(ساختن مسجد) واحد بوده ولی فرهنگ های مختلف در سرزمین های مختلف تاثیری مختص به آن فرهنگ را بر شیوه ی معماری مساجد در این بلاد به ما عرضه می کند . در نتیجه ما امروز شاهد نمونه های متعددی از معماری مساجد در کشورهای مختلف هستیم . گرچه این ویژگی های هنری در هریک از بلاد در هم تاثیر گذار هم بوده اند.
۲-خاصیت موضوع به عنوان یک الهام بخش در فضایی باز و یا مفهومی انحصاری در فضایی محدود 
برای اینکه هنرمند بتواند با عینی کردن و جسمیت دادن به اشکال مختلف تخیل خود با رعایت ساختار منطقی مرتبط با موضوع دست به خلق آثار هنری بزند،باید با تاکید بر نقش الهام بخشی موضوع ، فضایی ایجاد کرد که هنرمند در حیطه های آفرینش آثار هنری بتواند تجر به های متعددی حتی به صورت مکاشفه ای در ذهن ، که از حیطه ی احساسات هم فراتر می رود داشته باشد.باید بپذیریم که چنین امری تنها درگرو خارج شدن موضوع از انحصار تحقق می یابد و همانطور که گفته شد، موضوع باید در قالب یک الهام دهنده عمل کند و آثار خلق شده در فضای آن الهام بسط پیدا کنند و به آن معنی دهند.با تجزیه ی روند آفرینش این گونه آثار می توان کشمکش های موجود بین اندیشه هنرمند و موضوع الهام دهنده و هماهنگی بین این دو در روند طرح ریزی شده برای خلق اثر از درک مفهوم موضوع گرفته تا سبک و فرم که همگی در یک کلیت هماهنگ ارائه شده اند را مشاهده کرد.اما در غیر این صورت یعنی وقتی که موضوع خاصیت الهام دهندگی نداشته باشد با تعبیری ساده لوحانه و سطحی از موضوع برداشتهایی خشک وجزمی از موضوع صورت می گیرد و در نهایت منجر به خلق آثاری می شود که در بیشتر آنها حالتی از سفارشی بودن اثر بچشم می خورد. 
محمد حسن زاده 

فهرست منابع 
۱-جامعه شناسی هنر اثر ژان دووینیو 
۲- هنر و جامعه اثر روژه باستید 
۳-خلاصه تاریخ هنر پرویز مرزبان 
۴- خیال نشریه دوسالانه بین المللی نقاشی جهان اسلام

 

قابل توجه خوانندگان گرامی : عکس منتشر شده در مطلب فوق، خط استاد بزرگوار استاد حسن اعرابی می باشد.

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
نستعلیق عمومی‌ترین خط زمانه است
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
 

بیژن بیژنی: نستعلیق عمومی‌ترین خط زمانه است

 

نستعلیق به عنوان خط مادر عمومی‌ترین خط زمانه ماست و در قیاس با سایر خطوط استقبال بیشتری از آن می‌شود.

بیژن بیژنی با اعلام این مطلب گفت: "خوشنویسی حیطه ای است که باید همواره در جهت اعتلا آن کوشید. در واقع اگر تمام هنرمندان خوشنویس آثار خود را در عین دقت و ظرافت انجام دهند،خوشنویسی دارای عمری طولانی و مستمر می شود."

وی در خصوص تالیفاتی که در سال های اخیر در زمینه خوشنویسی توسط خطاطان صورت گرفته نیز تصریح کرد: "هر حرکتی از جمله برگزاری نمایشگاه، تالیفات متعدد و آموزش صحیح می تواند این هنر را به مسیر پیشرفت و تعالی نزدیکتر کند. به خصوص که در این سال ها ورود کامپیوتر به پررنگ کردن شاخه های خوشنویسی دامن زده است. تالیفات و آثار منتشرشده و مکتوب که در این زمینه وجود دارد نیز می تواند به بالندگی هنر خوشنویسی  کمک کند. امروز این تالیفات توسط استادان فن با استقبال گسترده ای از سوی علاقمندان رو به رو می شود."

بیژنی به کمرنگ شدن مقوله کتابت در حوزه خوشنویسی اشاره کرد و افزود: "در روزگاری بسر می بریم که اساسا کتابت کاربردهای گذشته را در جامعه امروز دارا نیست. یکی دیگر از دلایل کمرنگ شدن کتابت نیز این است که سفارش دهنده به آن شکل که باید در این حوزه به چشم نمی خورد. البته طیف سفارش دهنده در زمینه های دیگر نیز کمرنگ است و خرید و اصولا رویکرد به آثار خطی منحصر به دوستداران این هنر شده است."

این هنرمند در خصوص اینکه چه راهکارهایی باید برای احیاء مقوله خط در ایران در نظر گرفته شود خاطرنشان کرد: "اگر مراکز آموزشی حمایت شوند و رسانه هایی چون مطبوعات به خصوص تلویزیون با ویِژگی دربرگیری عمومی به اطلاع رسانی و خبرسازی در این حیطه بپردازند، مسلما خوشنویسی می تواند مورد بازنگری و احیاء واقع شود. البته برپایی نمایشگاههای خط نیز در گسترش این هنر تاثیر دارد. خوشنویسی هنری کاملا ایرانی و ملی است و باید با آموزش های صحیح تداوم یابد."

بیژنی در ادامه سخنان خود گفت: "در حال حاضر خط نستعلیق یکی از خطوطی است که با استقبال زیادی همراه است. شاید به این خاطر که از نستعلیق همواره به عنوان یک خط مادر یاد می شود و عمومی ترین خط زمانه ماست. در عین اینکه سایر خطوط نیز مانند شکسته زیبایی خاص خود را دارند. همین طور نسخ و ثلث که از دیرباز کاربرد مذهبی داشته و در معماری ما به کار رفته اند. اما به این معنی نیست که خطوط دیگر فراموش شده و از یاد رفته اند. بلکه از آنها نیز در تابلوهای تزئینی و کاشیکاری ها استفاده می شود. اما در مجموع رویکرد عموم نسبت به خط نستعلیق مطلوبتر است."

مهر

 


 
comment نظرات ()
 
نستعلیق هنری کاملا ایرانی است
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
 

نستعلیق هنری کاملا ایرانی است

 

جواد صادقی تهرانی خوشنویسمی گوید : خط نستعلیق هنری کاملا ایرانی است و تمام عناصر تشکیل دهنده،هندسه، حرف و کلماتش با تفکر ایرانی آمیخته است.

صادقی با اشاره به نقش کامپیوتر در تغییر هنر خوشنویسی گفت:برخی کارهای کامپیوتری آثار بسیار خوبی هستند به طور مثال حروف کامپیوتر-نستعلیق خیلی خوب است چرا که در عین حال که کار با کامپیوتر ایت اما گرافیست باید حتما در کارش ماهر باشد تا بتواند هب خوبی از آنها استفاده کنداو باید کرسی بندی را بداند او باید بداند که حرف و کلمات را چگونه بگذارد.

این خوشنویس با اشاره به ظرفیت های حروف فارسی گفت: با ظرفیت و کاربردهایی که حروف فارسی دارد به راحتی می توان روی آن کارهای گرافیکی انجام داد. وی در تعریف خوشنویسی ناب اظهار داشت: خوشنویسی از نظر من تنها با مرکب مشکی تعریف می شود در غیر این صورت من فکر می کنم ما نوعی رنگینه نویسی داریم که در حال حاضر این مقوله وارد عرصه نقاشی خط شده است.

او سپس به کاربردهای مختلف خط اشاره کرد:هرخط کاربرد مخصوص به خودش را داردمشکل این است که ما این کاربردها را به خوبی نمی شناسیم.به طور مثال بسیاری فکر می کنند نقاشی -خط این است که بیاییم چیزی را بنویسیم و بعد وسط نقطه هایش را رنگ کنیم.

صادقی که در کودکی به خوشنویسی علاقه‌ای نداشته در این ارتباط گفت"دوران کورکی خط خوبی نداشتم و از این موضوع به شدت ناراحت بودم .بعدها هم حتی در دوران دبیرستان بدخطی یکی از مشکلات بزرگ من بود.پدرم معلم خط بود اما من با هنر میانه خوبی نداشتم تا اینکه بعدها در دانشگاه با ردوستی گرافیست آشنا شدم که مرا به سوی هنر رهنمون کرد.

این خوشنویش و گرافیست که خوشنویسی  را پس از تحصیل در انگلستان و بازگشت از این کشور فراگرفته در این مورد اظهار داشت: پس از بازگشت از انگلستان برای طراحی لوگو و ..احتیاج داشتم تا خط را به صورت اصولی فرابگیرم و در حال حاضر مدت 30 سال است که در دانشگاه تربیت مدرس خط تدریس می کنم. 

او در ارتباط با خوش خط نوشتن گفت:من دوتا قاعده را می گویم اول اینکه باید علت بد نویسی را پیدا کنیم و مساله دوم هم این است که ببینیم چگونه می وشد بهتر نوشت. به طور مثال بسیاری اندازه حروف را مساوی و متناسب نمی نویسندیا حروف را بالا و پایین می‌گذارند.

وی در مورد استقبال مردم از هنر خوشنویسی گفت: بعد از انقلاب از لحاظ کمیتی استقبال بسیار زیادی را داشتیم که در این کمیت ها به کیفیت هایی هم رسیدیم و در دو دهه قبل سیر صعودی قابل ملاحظه ای را داشته ایم و توانستیم با شتاب و سنجیدگی راه را طی کنیم.

صادقی در ادامه با اشاره به ارزش والای هنر خوشنویسی  اظهارداشت: هنر خوشنویسی با اسلام زاییده شده و با بسم الله آغاز می شود و هنری که با کلام خدا آغاز شود بعید است از مسیر قداست خارج شود و تمامی آثاری که در هنر خوشنویسی وجود آمده آثاری است که در آن از موضوعات ارزشمند استفاده شده و همیشه هنر خوشنویسی  در خدمت هنر قدسی و الهی بوده است و حتی امروز که به هنر مدرن روی آوردیم هنر خوشنویسی نمی تواند از ذات قدسی خود خارج شود.

 فارس

 


 
comment نظرات ()
 
خوشنویسان نوگرا و تحول اجباری
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸
 

خوشنویسان نوگرا و تحول اجباری....

آیدین آغداشلو درباره پیشینه این گرایش هنری درایران معتقد است : " از قرن سیزدهم هجری قمری ، ایجاد یک متن قابل قرائت - که مهمترین هدف خوشنویسی کهن بوده است - در جاهایی مثل سیاه مشق نویسی، اهمیت چندانی نمی یابد و در بسیاری قطعات، سعی عمده در راستای ترکیب بندی و شیوایی و زیبایی صفحه به کار می رود و با برهم خوردن کفه تعادل ، میان متن و ساختار خوشنویسانه ، ساختار عمده می شود و در پی آن ، آثاری انتزاعی به وجود می آید که در آن تنها از مدلول ها و شکل الفبای سنتی مورد توافق و ستایش استفاده می شود " .

وی ادامه می دهد : " خط نقاشی معاصر که از پشتوانه غنی آثار خوشنویسان معتبری چون ملک محمد قزوینی و نقاشانی چون اسماعیل جلایر و سیاه مشق نویسانی مانند میرزا غلامرضا اصفهانی و میرزا کلهر برخوردار بوده است ، با چنین هدف و نیتی آغاز می شود و پاسخ و مفری برای سنت ماقبل خود است ، که همچون هر دوران هنری دیگری به مرحله اشباع خود رسیده بود .
تصور رایج مبنی بر این که خوشنویسی جز رد صورت نقش بستن مرکب با قلم نی بر روی کاغذ گونه دیگری ندارد ، پیکره سنت تناور و گسترده و ممتدی را بنا می گذارد که همان سنت رسمی خوشنویسی قدیم ایرانی و اسلامی است . با وجود این، جستجوی هنرمندان خط نقاشی بی آن که بخواهند اعتبار و جایگاه خوشنویسی سنتی را انکار کنند ، زمینه ها و امکاتان بصری تازه و متنوعی را پدید می اورد که در عین متصل ماندن به خاطره و تکیه گاهی مطمئن و نیرومند ، موفق می شود با زبانی گسترده و جهانی ، با مخاطبانی از فرهنگ های متفاوت ارتباط یابد و پلی بین گذشته سنتی و جهان متحول امروز ایجاد کند "
آغداشلو تصریح می کند : " هنرمندان خط نقاشی از خاستگاههای متفاوتی می آیند ، گروهی از آنان به شدت به خوشنویسی سنتی تعلق دارند و وفاداری شان به مفردات حروف و شکل ثابت کلمات به کمال اعمال می شود و تنها در ترکیب بندی ها و رنگ آمیزی ها و حجم سازی ها ست که به طبع آزمایی و هنر نمایی می پردازند . گروهی دیگر نیز از خواستگاه و زمینه نقاشی معاصر ایران برخاسته اند . هنرمندان این دسته به قواعد و اصول خوشنویسی دلبستگی چندانی ندارند و به آن تنها به شکل دستمایه ای نگاه می کنند که از راه شگردهای خلاقه می توان در آن به تجربه های جدیدی دست یافت " .

با توجه به همه آنچه گفته شد ، به نظر می رسد ، بروز این گرایش های نوین ، بازخوردی از آنچه جامعه به آن نیاز دارد در آثار خوشنویسان جدید است و تحول صورت پذیرفته ناگریز بوده است . اما آنچه مهم است ، تطبیق این تحول با آن چه آکادمی هنر مدرن بنیان های آن را پی افکنده است، است . زیرا این گرایش ها داعیه آن را دارند ، نه تنها ریشه های سنت را در درون خود حفظ کرده اند بلکه از هماهنگی کاملی با نیاز های مدرنیته نیز برخوردارند . به همین دلیل نیزباید جوهر اصول آکادمیک هنر مدرن در آنها رایج باشد .
برخی از هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه خوشنویسی درگرایشهای نوین عبارتند ا : محمد احصائی ، نصر الله افجه ای ، فرامرز پیلارام ، جلیل رسولی ، زهرا رهنورد ، حسین زنده رودی ، علی صادقی ، حمید عجمی ، رضا مافی.

مهر

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
 

خوشنویسی سنتی و کلاسیک‌

 

بی‌اغراق باید گفت امروزه نقاشیخط تمامی اخبار مربوط به حوزه خوشنویسی را به خود اختصاص داده است. اگر خوشنویسی امروز را خوشنویسی مدرن برای جلب مخاطب بیشتر بنامیم، کماکان در خوشنویسی امروز ایران بسیاری از موارد برای حرف‌های بیشتر به فراموشی سپرده شده‌اند.
غلامحسین امیرخانی، استاد مسلم خوشنویسی کشورمان در این خصوص معتقد است خوشنویسی سنتی و کلاسیک یکی از ستون‌های فرهنگ و هنر ایران را تشکیل می‌دهد و هر نوآوری اگر در تناسب و سنخیت با آن نباشد، رشد نخواهد کرد.
امیرخانی درباره خوشنویسی مدرن و لزوم پرداختن به آن نیز معتقد است خوشنویسی سنتی و کلاسیک همانند درخت تنومندی است که ریشه‌های آن در عمق استوار است. اگر شیوه‌های نو و مدرن در هنر خوشنویسی در سنخیت با اصول خوشنویسی نباشد،‌ رفته رفته از میان خواهند رفت.
اما رئیس انجمن خوشنویسان کماکان اعتقاد دارد که نوآوری ارزشمند است؛ اما اگر شیوه‌های نو از توانایی لازم برخوردار و در سنخیت با اصول خوشنویسی نباشد،‌ رفته‌رفته از بین خواهد رفت.
از سویی دیگر، جواد بختیاری، هنرمند نقاش و خوشنویس درباره شیوه‌های مدرن خوشنویسی می‌گوید: خوشنویسی اگر در قالب کلمات و فرم باشد، قابلیت انعطاف آن با استفاده از رنگ، حجم و المان‌های مختلف بی‌نهایت است. اما زمانی که در قالب سنتی و با استفاده از ابزار سنتی قلم نی کار شود، باید اصول زیبایی‌شناسی خوشنویسی سنتی در آن کاملا رعایت شود.
 او درباره ارتباط برقرار کردن مخاطبان خارجی با هنر خوشنویسی ایران گفت: خارجیان به هنر خوشنویسی ما به عنوان یک اثر آبستره نگاه می‌کنند و شکل مکتوب کلام مورد توجه آنها نیست و بیشتر به خطوطی که با فرم همراه است علاقه نشان می‌دهند.
بختیاری با اشاره به علاقه خارجیان به خط نستعلیق، عقیده دارد: خارجیان فرق میان خط ثلث و نستعلیق را خوب درک می‌کنند و با خط نستعلیق در مقایسه با دیگر خطوط ارتباط بهتری برقرار می‌کنند. من نیز با یافتن نسبت‌های طلایی در خط نستعلیق که فرهنگ جهانشمول‌تری دارد، ‌کوشیدم مردم آن سوی دنیا نیز با این خط احساس الفت بیشتری پیدا ‌کنند. بازار تقلبی فروش آثار خوشنویسی تاریخی‌از قدیم خوشنویسی را هنر مقدس خاموش می‌دانستند؛ چراکه ارتباط مستقیمی با تحولات روحی و فراز و نشیب‌های روح آدمی دارد.
برپایی نمایشگاه بزرگ قدمای خوشنویسی نستعلیق از سویی دیگر نیز اهمیت دارد. این که شاید به وسیله این نمایشگاه مقالی برای گفتگو درباره اصل یا تقلبی بودن آثار خوشنویسی قدما به وجود آید. این واقعیت است که اکنون بازار آثار تقلبی در حوزه آثار خوشنویسی قدما آن هم در حوزه نستعلیق آنقدر داغ شده است که تشخیص اصل یا غیر اصل بودن آثار در این حوزه بسیار سخت و شاید در برخی موارد غیر ممکن به نظر برسد.
از سویی، تشخیص آثار قدمای خوشنویسی همواره یکی از موضوعاتی بوده که در آن بحث و جدل‌های فراوانی از سوی کارشناسان واقعی و جاعلان صورت می‌گرفته است.
این نیز یک واقعیت است که اکنون هیچ نهادی برای تشخیص آثار هنری اصل از غیر اصل  چه در حوزه خوشنویسی و چه در حوزه هنرهای دیگر تجسمی  در ایران وجود ندارد و این مهم باعث شده است مسیری یکطرفه در این میان کشیده شود که تنها در صورت شکایت رسمی قضایی خریدار می‌توان پیگیر اصل یا غیر اصل بودن این آثار بود.

تجربه نشان داده است با توجه به خلاء قانونی که در حوزه خرید و یا فروش آثار هنری تاریخی در قوانین امروز ایران وجود دارد، هیچ‌گاه این شکایت‌ها به سرانجام نمی‌رسد.
وقتی کارشناسی رسمی دولتی ‌ هنری در این حوزه وجود ندارد، چگونه می‌توان به اصالت آثار هنری در این حوزه اطمینان کرد و اصولا سوال اصلی در برپایی این نمایشگاه شاید همین باشد که اصالت این آثار برای نمایش چگونه تایید شده‌اند.
هرچند پیش از برپایی این نمایشگاه گروهی از کارشناسان و خطاطان خبره از سوی وزارت ارشاد به کارشناسی و انتخاب آثار این نمایشگاه که همگی از مجموعه‌داران خصوصی به امانت گرفته شده است، پرداختند و شاید این نکته مهر تاییدی بر اصالت این آثار بزند؛‌ اما کماکان معضل تقلبی بودن آثار خوشنویسی قدما از موضوعاتی است که این حوزه با آن دست به گریبان است.
ناصر جواهرپور، اکبر ساعتچی، مهدی عتیقی، حمیدرضا قلیچ‌خانی، یدالله کابلی خوانساری و غلامرضا مشعشعی اعضای کمیته انتخاب این آثار را تشکیل می‌دادند که شورای فوق به تایید اصلیت و اعتبار آثاری پرداختند که از سوی مجموعه‌داران بخش خصوصی تحویل نمایشگاه شده بود.

 


 
comment نظرات ()
 
نستعلیق از آغاز تا امروز
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸
 

نستعلیق از آغاز تا امروز

 نخستین بار میرعلی تبریزی در قرن 8 هجری، از ترکیب و ادغام 2 خط نسخ و تعلیق خطی به نام نستعلیق به وجود آورد که مورد اقبال واقع شد و این خط تحول عظیمی در هنر خوشنویسی به وجود آورد. نسختعلیق به مرور زمان به نستعلیق معروف شد و بحق از زیباترین، ظریف‌ترین و مشکل‌ترین خطوط فارسی است که به عروس خطوط فارسی معروف است.
پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و پس از او میرزاجعفر تبریزی و اظهار تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوشش‌ها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل کرد.
اساتید بسیاری پس از سلطانعلی مشهدی در تکامل این خط زحمات فراوانی کشیدند که ازجمله آنها می‌توان به میرعلی هروی و میرعمادالحسنی اشاره کرد. میرعمادی با نبوغ خود تغییرات و سبکی خاص در خط نستعلیق به وجود آورد که هنوز با گذشت قریب 400‌‌سال مورد استفاده و الهام‌بخش خوشنویسان است.
قرن‌های نهم، دهم و یازدهم هجری قمری را می‌توان قرن‌های درخشان هنر خوشنویسی دانست. درست در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات از خط نستعلیق گرفته شد که علت آن تندنویسی، راحت‌نویسی و همچنین ذوق و خلاقیت ایرانی بود.
اما این هنر در غبار سال‌ها رنگ فراموشی به خود گرفت تا جایی که امروزه یکی از مهجورترین و شاید مظلوم‌ترین هنری به شمار رود که در حوزه هنر خوشنویسی به چشم می‌خورد.
این مهم تا جایی پیش رفت که وقتی چند سال پیش‌تر برخی کتاب‌های آموزشی دوره ابتدایی و راهنمایی با این خط‌الرسم نگاشته شد، بسیاری معترض شدند که نستعلیق خط خوانایی برای کودکان ایرانی نیست.
شاید باید به این مظلومیت این نکته را هم اضافه کرد که اکنون برپایی نمایشگاه‌های خوشنویسی آن هم در حوزه نستعلیق کمترین سهم را در حوزه نمایشگاه‌های خوشنویسی داخلی دارد و این مهم وقتی جدی‌‌تر می‌شود که اکنون با جدال‌های مجازی و غیرمجازی‌ای که میان 2 انجمن بزرگ خوشنویسی در ایران وجود دارد، کماکان هیچ نگارخانه‌ای بر پیشانی خود نام نگارخانه تخصصی خوشنویسی را نیاویخته است و بیراه نیست که بگوییم خوشنویسی ایرانی حتی یک انجمن کامل برای پوشش فعالیت‌های خویش ندارد.

 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸
 

خوشنویسی؛ پیوندی میان مرکب و عرفان 

هنر خوشنویسی تبلور عالم معنا در عالم صورت است و پیوندی عمیق میان مرکب و عرفان و ادب برقرار می کند.

خوشنویسی با نگارش ساده مطالب و حتی طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوت است.

خوشنویسی تقریبا در تمام فرهنگها به چشم می خورد اما در مشرق زمین به ویژه در سرزمینهای اسلامی و ایران در قله هنرهای بصری واقع است . خوشنویسی اسلامی و بیش از آن خوشنویسی ایرانی تعادلی است حیرت انگیز میان تمامی اجزا و عناصر تشکیل دهنده آن ; تعادل میان مفید و مورد مصرف بودن از یک سو و پویایی و تغییر شکل یابندگی آن از سوی دیگر تعادل میان قالب و محتوا که با آراستگی و ملایمت تام و تمام می تواند شکل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد.

 

خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته است زیرا در اصل آن را هنر تجسم کلام وحی می دانسته اند. گذشته از این امر آنها خط زیبا را نه فقط در استنساخ قرآن بلکه در اغلب هنرها به کار می بردند.

خوشنویسی یا خطاطی در کلیه کشورهای اسلامی همواره به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده است و این هنر مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری ایفای نقش کرده است ضمن اینکه خوشنویسی از قرون اولیه اسلامی تا کنون در کلیه کشورهای اسلامی و مناطق تحت نفوذ مسلمانان با حساسیت و قدرت تمام در اوج جریانات هنری بوده است .

اگر در نظر داشته باشیم که خوشنویسی اسلامی و ایرانی براساس قالبها و قواعد و نظامهای بسیار مشخصی شکل می گیرد و هر یک از حروف قلمهای مختلف از نظام شکلی خاص و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر برخوردارند آنگاه درمی یابیم که ایجاد قلمهای تازه و یا شیوه های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت انگیزی پدیدار می شود.

خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته است زیرا در اصل آن را هنر تجسم کلام وحی می دانسته اند. گذشته از این امر آنها خط زیبا را نه فقط در استنساخ قرآن بلکه در اغلب هنرها به کار می بردند.

در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده و هر حرف به صورت یک « مدل » ثابت درمی آید که تخطی از آن به منزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله است که همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می شده است .

حتی ترتیب شکل کلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین می شده که در « رسم الخط » ها و « آداب المشق » ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه شده است . قرارگیری کلمات هر سطر نیز هر چند به صورت کاملا پیش بینی و تکلیف شده نبوده . اما به شکل « سلیقه مطلوب » زمینه زیبایی شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده است .

نستعلیق ; حاصل درآمیختن دو خط نسخ و تعلیق

در خصوص پیدایش « نستعلیق » به عنوان یکی از زیباترین سبکهای خوشنویسی باید گفت در اواخر سده هشتم و اوایل سده نهم هجری یعنی در عهد تیموری از درآمیختن دو خط نسخ و تعلیق خوشنویسی جدیدی برای خط فارسی در ایران بوجود آمد که « نسخ تعلیق » نامیده شد و بعدها به نام « نستعلیق » شهرت یافت .

خط نستعلیق دومین خط خاص ایرانیان و فاقد علایم زیر و زبر و پیش است و با توجه به ظرافتها و گردشهای لطیفی که در حرکتها و شکل حروف دارد کم کم جایگاه خود را در خوشنویسی جهان باز کرد تا جاییکه برخی از آن به عنوان « عروس خطوط اسلامی » نام برده اند.

ابداع خط نستعلیق را به هنرمندی به نام میرعلی تبریزی نسبت داده اند. وی در اوایل قرن نهم هجری می زیسته و نقشش در تدوین نستعلیق آنچنان مهم و اساسی بود که استادان بعدی از وی به عنوان ابداع کننده نام برده اند.

از دیگر کسانی که در تکامل خط نستعلیق نقش داشته اند می توان از « سلطان علی مشهدی » و « میرعلی هروی » نام برد اما هنرمندی که نستعلیق را به اوج تکامل و زیبایی رساند « عماد الحسنی قزوینی » معروف به « میرعماد » بود که در قرن یازدهم و در دوره صفویه زندگی می کرد.

میرعماد با ابتکار و خلاقیت خود و مهارت بالایی که در نستعلیق بدست آورد دارای سبک و مکتبی شد که هنرمندان خوشنویس سالیان بسیار پس از او از سبک وی پیروی کردند.

در قرن سیزدهم سبک و شیوه جدیدی در نستعلیق بوجود آمد که این کار به وسیله هنرمندی به نام « محمدرضا کلهر » صورت گرفت . در زمان کلهر صنعت چاپ به روش چاپ سنگی به ایران آورده شد.

ظریف بودن حروف مانعی برای چاپ سنگی نستعلیق بود و همین امر سبب شد که کلهر با تغییراتی در سبک و روش میرعماد شیوه تازه ای را برای نستعلیق به وجود آورد که برای صنعت چاپ مناسب باشد.

نوعی از خط نستعلیق معروف به شکسته نیز در ایران رایج شد و خوشنویسان در این عرصه نیز آثاری پدید آورده اند.

میرزاطاهر خوشنویس ; استاد خط نستعلیق

یکی دیگر از افرادی که نستعلیق را به اوج خود نزدیک کرد استاد میرزاطاهر خوشنویس بود. وی در سال 1306 هجری قمری 1267 هجری شمسی در یکی از روستاهای آذربایجان در یک خانواده روحانی پا به عرصه حیات نهاد .

در سال 1309 به تبریز آمد . پدر وی همواره قرآن به همراه داشت و هر ماه یک قرآن ختم می کرد ضمن اینکه از فنون قرائت و تجوید نیز بهره ای داشت و در پنج سالگی کم کم سواد فارسی و قرآن را به فرزند یاد داد.

میرزاطاهر در 7 سالگی به مکتب رفت و در یادگیری صرف و نحو عربی و خط نسخ کوشید و در اندک مدتی با مقدمات تحریر خط نسخ آشنا شد. چون استعداد سرشار به خوشنویسی در وجودش نهفته بود بدون تعلیم و راهنمایی فقط به یمن ذوق و عشق مفرط به خوشنویسی آنقدر از خطوط شیوای استادان خط مشق کرد تا کم کم به کیفیت و رموز و قواعد آن پی برد.

در 9 سالگی جز سی ام قرآن را برای یکی از کتابفروشیها نوشت که چاپ شد . در 12 سالگی نیز صرف میر و تصریف و عوامل را نوشت که آنها نیز چاپ شدند.

کتاب بعدی استاد میرزاطاهر خوشنویس در 14 سالگی معالم (در اصول ) بود که آن نیز به چاپ رسید ضمن اینکه هنوز نسخه های آن موجود و مورد استفاده طلاب علوم دینی است . میرزاطاهر سپس به نوشتن قرآن پرداخت و اولین قرآن را در سال 1321 هجری قمری شروع کرد که کار نوشتن آن قرآن چهار سال تمام طول کشید.

استاد خوشنویس در سن 17 سالگی تدریس را آغاز کرد و 35 سال به شغل شریف معلمی پرداخت . وی در عرض 64 سال فعالیت هنری به تحریر بیش از دویست جلد کتاب رساله علمی اخلاقی و دینی از قبیل مکاسب مفاتیح الجنان (شش جلد) قرآن جلد منتهی الامال جامع المقدمات شرح جامی کتاب رجال (پنج جلد) کفایت الاصول و ... پرداخت .

استاد در سال 1334 شمسی تقاضای بازنشستگی کرد که آن موقع استاد قریب به 70 سال سن داشت . آخرین کتابی که وی نوشته کتاب آسمانی قرآن بود که در سال 1353 هجری شمسی به پایان رسید .

سرانجام میرزاطاهر خوشنویس قرآن کریم صحیفه سجادیه و مفاتیح الجنان پس از سپری کردن قریب به 90 سال عمر پربار خود در 14 تیرماه سال 1355 هجری شمسی به معشوق حقیقی پیوست .

بی شک برای به کمال رسیدن هنر خوشنویسی تلاشهای بسیاری از سر ذوق و زیباشناسی صورت گرفته و افراد زیادی در این راه از جان و دل مایه گذاشته اند که میرزا طاهر خوشنویس در زمره سرامدترین آنهاست .

تبیان

 


 
comment نظرات ()
 
روند تکامل، تطور و پیشرفت خوشنویسی
نویسنده : سید مرتضا صافی - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸
 

قسمت دوم

 

خط نستعلیق یکی از زیباترین و دلنشین‌ترین انواع خط است که به خط ایرانی و فارسی هم شهرت دارد. این نوع خط چون انحنا ندارد و کج و معوج نوشته نمی‌شود، عیوب آن زود آشکار می‌گردد. هنرمند خوش‌نویس خط نستعلیق باید از قدرت و توانایی و مهارت بسیاری برخوردار باشد تا بتواند در زمرة خوشنویسان به حساب آید و چنانچه به سمت استادی رسید مقام و منزلت والایی دارد که به نظر نگارنده، مهم‌تر از مقام استادی در سایر خطها می‌باشد. همان طوری که خطوط نستعلیق میرعماد حسنی حدود چهار صدر سال است چون خورشیدی تابناک در جهان هنر خوشنویسی می‌درخشد و کسی را مقابله با او میسر نبوده است اما خوشنویسان معروف خطهای دیگر به این پایة شهرت نرسیده‌اند. اینک برخی از خوشنویسان نستعلیق اصفهان را معرفی می‌نماییم:
باباشاه اصفهانی: از معروفترین خوشنویسان زمان خود بوده و تا آن زمان کسی به درجة او نرسیده است. لطافت خطش را در درجة اعجاز و حسن خطش را خداداد دانسته‌اند. صاحب تاریخ عالم آرای عباسی او را از بزرگترین استادان نستعلیق زمان شاه طهماسب صفوی دانسته است. باباشاه شعر هم می‌گفته و «حالی» تخلص می‌کرده، این سه بیت از اوست:

واضع خط نسخ تعلیـق بشنو سخنی زروی تحقیـق
بالای الف سـه نقطـه بایـد امــا بــه همان قلم که آیــد
یک نقطه بس است گردن با شش نقطــه درازی تن بــا
از وقایع جالب توجه اینکه رسالة منثور «آداب المشق» باباشاه اصفهانی را قطعه فروش بی‌انصافی به عنوان رسالة میرعماد تغییر نام داده تا به مبلغ بیشتری بفروشد و این رساله را به نام میرعماد فروخته است. پس از چندی محققان و خط‌شناسان و کاغذشناسان حقیقت را تشخیص دادند و مشکل مرتفع گردید. خطهایی که از باباشاه به یادگار مانده همگی در نهایت قدرت و ملاحت و شیوایی است و کمتر کسی تا کنون در خوشنویسی به او ترجیح داده شده است. باباشاه در مسافرتی که به عراق کرد در سال 996 هـ . ق در بغداد درگذشت و همانجا دفن گردید. این بیت زیبا از او است:
ز هر جا بگذرد تابوت من فریاد برخیزد که آه این مرده سنگین می‌رود پرآرزو دارد
عبدالجبّار اصفهانی: او از شاگردان طراز اوّل میرعماد و از استادان برجستة خط نستعلیق در قرن یازدهم است. آنچه او از قطعات میرعماد تقلید کرده و به خوبی از عهده برآمده است. عبدالجبّار آثار خطی زیادی دارد. وفات او در سال 1065 هـ . ق اتفاق افتاد.
نورای اصفهانی: او فرزند قاضی غلامعلی (قاضی اصفهان) است و از شاگردان معروف میرعماد به شمار می‌اید. به طوری که میرعماد خط او را به خط «رشیدا» ترجیح می‌داده و به امر شاه عباس شاهنامة زیبایی نوشت اما آخر کار از اعمال ناپسند شاه عباس نسبت به خود رنجید و راهی هندوستان شد و به سال 1070 هـ .ق در آنجا وفات یافت.
میریحیی اصفهانی: او برادر زن و شاگرد میرعماد بوده و با وجود این از شیوة «میرعلی» پیروی می‌کرده و اقلام ششگانه را از خفی تا جلی خوش می‌نوشته است. شاه عباس به او لقب میرثانی داده بود. وفاتش را به سال 1050 هـ . ق ضبط کرده‌اند. در مجموعة آقای عباس غازی که از خوشنویسان و موسیقی‌دانان و مشوّق هنرمندان اصفهان می‌باشند، قطعه نستعلیقی از او وجود دارد.
ابوتراب اصفهانی: او سالها در خدمت میرعماد تعلیم می‌گرفت و از مقامات معنوی میرعماد بهره‌مند شده بود. پس از قتل میرعماد جانشین او شد و در اندک مدتی شاگردان زیادی تربیت کرد. سال وفات او را 1072 هـ . ق نوشته‌اند. مدفن او در مسجد لنبان اصفهان است.

محمدصالح اصفهانی:محمد صالح فرزند ابوتراب از استادان و خوشنویسان مشهور خط نستعلیق و پیرو شیوه میرعماد بوده است. بسیاری از کتیبه‌های بناهای تاریخی اصفهان در اواخر دوران صفویه از جمله کتیبة بالای ایوان چهلستون و کتیبه‌های متعدد دیگر به خط اوست. محمدصالح شاعر نیز بوده و این بیت پرمعنا از اوست:

چه شد حق سعی و کجا شد سپاس چرا خلق گشتند حق ناسپاسبازگشت
محمدباقر سمسوری: محمدباقر اصفهانی اهل بلوک جی و از اعاظم نستعلیق‌‌نویسان اصفهان بوده و در عهد فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار می‌زیسته است. او از شاگردان مکتب میرعماد بوده و کمتر کسی به خوبی او خطهای میرعماد را تقلید می‌کرده است. محمدباقر تا سال 1262 هـ . ق که تاریخ وفات عیال فتحعلیشاه است زنده بود زیرا سنگ قبر او را که مانند گوهری تابناک در تخت فولاد اصفهان می‌درخشد با خط خوش نستعلیق نوشته است.
میرزا غلامرضا اصفهانی: او از معروفترین خوشنویسان قرن اخیر بوده و در خوشنویسی شهرت بسزایی داشته است. محمدشاه قاجار او را به استادی فرزند خود گماشت.میرزا غلامرضا استاد مسّلم خط نستعلیق بوده و از «ششدانگ» تا «کتابت»، «خفی» و «غبار» را استادانه می‌نوشته و به قول یکی از خوشنویسان؛ «هم با پارو و هم با یک مو» می‌توانسته خوش‌نویسی نماید. او در شکسته‌نویسی هم قدرتی تمام داشت. در خط، «یا علی مدد» امضا می‌نموده و خطهای بسیاری از او باقی مانده است. مدتی از عمر خود را در تهران به سر برد و در سال 1307 هـ . ق همانجا درگذشت و در «صفاییة ابن بابویه» دفن گردیده است.
محراب بیک اصفهانی: او از شاگردان میرعماد و به پرهیزکاری و صفات حمیده موصوف بوده است. تاریخ وفاتش سال 1061 هـ . ق است. این خوشنویس آثار اندکی از خود به یادگار گذاشته است.
نورالدین محمد: او فرزند «تُرابا» و برادر محمدصالح اصفهانی است. نورالدین محمد، ابتدا در کتابخانه سلطنتی، در زمان شاه عباس مشغول به کار بوده و از خوشنویسان مشهور می‌باشد. وفات او به سال 1094 هـ . ق اتفاق افتاد.
میرزا عبدالجواد: میرزا عبدالجواد متخلّص به «عنقا» فرزند علی اشرف از اعیان و معاریف اصفهان بوده و در خط نستعلیق و شکسته شهرت داشته است. وی در زمان فتحعلیشاه به تعلیم شاهزادگان درباری می‌پرداخته و عمری طولانی داشته است. از عنقا آثار زیادی، از قطعات گرفته تا کتابهای نفیس به جا مانده است. وفات او به سال 1275 هـ . ق در تهران اتفاق افتاد.
میرزا عبدالرحیم افسر: او فرزند میرزا محمدعلی مسکین، شاعر اصفهانی است. افسر از خوشنویسانِ بنا,ِ دورة ظل السلطان در اصفهان بوده. نستعلیق را شیرین می‌نوشته و شاگردان زیادی داشته است.
میرزا فتح اله جلالی: جلالی از خوشنویسان نستعلیق اواخر دوران قاجاریه در اصفهان بوده است.
میرزا ابوالقاسم محمد نصیر طرب: از شاگردان افسر و فرزند کوچک همای شیرازی بوده و در خط نستعلیق شهرت داشته است. محمدنصر طرب در سال 1330 هـ . ق درگذشت.
*
شکسته نستعلیق یکی دیگر از انواع معروف خط‌نویسی می‌باشد که بسیار زیبا و به نقاشی شباهت دارد. خوشنویسان اصفهانی این رشته عبارت‌اند از:
محمد علی اصفهانی: او معاصر «شفیعا» بوده و به شیوة او کتابت می‌کرده است. در طب و شعر نیز دستی داشته و تخلص او «وفا» بوده است. اگرچه در ردیف پیشوایان خط شکسته‌اش می‌دانند، اما شهرت چندانی نداشته است. تاریخ وفات او به طور دقیق معیّن نشده اما تا سال 1161هـ . ق که تاریخ تألیف کتاب «ریاض الشعرا» بوده حیات داشته است.
میرزا کوچک اصفهانی: از معروفترین شاگردان عبدالمجید درویش طالقانی است که در شکسته‌نویسی از استادان مسلّم زمان خود بوده و خطهای بسیاری به صورت قطعه و کتاب به یادگار گذاشته است. وفات او به سال 1228 هـ . ق است.
محمدرضا اصفهانی: محمدرضا معروف به «کَر» از معاصرین و شاگردان عبدالمجید درویش بوده و در دستگاه اسماعیل سلطان خبوشانی سمت کتابت داشته و کتابهای بسیاری از جمله شاهنامة فردوسی را برای او نوشته است. سال وفات او به درستی معلوم نیست اما قطعاتی از او باقی مانده که مربوط به سال 1195 هجری می‌باشد.
معتمدالدوله میرزا عبدالوهاب نشاط: او وزیر فتحعلیشاه قاجار بوده، در شکسته‌نویسی توانا و قدرتمند بوده و گنجینة معتمد، از آثار باقی‌ماندة اوست. نسب وی به حکیم سلمان، طبیب مخصوص شاه عباس می‌رسد. معتمدالدوله از دوستان نزدیک عبدالمجید درویش بوده و عبدالمجید در خانة او اقامت داشته است. نشاط، شاعری توانا و نویسنده‌ای قدرتمند است چنانکه شهرت او بیشتر به همین هنرهاست. دیوان او تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است. او در سال 1244 هجری درگذشت.
خواجه تاج سلمانی اصفهانی:او در زمان سلطان ابوسعید گورکانی می‌زیسته. بیشتر تذکره‌نویسان او را واضع خط تعلیق می‌دانند. تاج اگر واضع و مبتکر هم نباشد، اوّل کسی است که خط تعلیق را سر و صورتی داده و تحت قاعده درآورده تا آنجایی که هیچ مخترعی خط اختراعی خود را بدان پایه نرسانده است. وفات او به سال 897 قمری اتفاق افتاده است.
سیدعلی اکبر گلستانه: او از مشهورترین شکسته‌نویسان ایران است. پس از عبدالمجید درویش، کسی شکسته‌نویسی را به درستی و زیبایی او ننوشته است. در نوشتن خط نستعلیق هم توانایی بسیار داشته و شیوة او شیوه درویش بوده است. آثار بسیاری از خود باقی گذاشته و در شکسته‌نویسی استاد تمام عیار بوده است. گلستانه در سال 1319 قمری در حین یک عمل جراحی بدرود حیات گفت.
دکتر عبدالباقی نواب:او از پزشکان صاحب نام و استاد دانشکده پزشکی و رئیس دانشکدة ادبیات اصفهان بود. خط شکسته را به پیروی از گلستانه، استادانه و شیرین می‌نوشت. در اغلب انجمن‌های شعر و ادب شرکت داشت و از مشوقین هنرمندان اصفهان در رشته‌های مختلف بود.

تعلیق از انواع دیگر خط است. اما خطی خاص و مشکل می‌باشد. تعلیق به معنای پیچک مو است. خط تعلیق را خط «تَرَسُّل» نیز می‌نامیدند چنانکه خاقانی زلف معشوق را چنین توصیف کرده:

ای زلف تو پیچیده‌تر از خط ترسّل بر دامن زلف تو مرا دست توسّل
خوشنویسان این رشته در اصفهان عبارت‌اند از:
آقا محمدکاظم واله اصفهانی: از مشاهیر ادبا و شعرا و رجال عالی مقام اوایل دورة قاجار بوده است. نامبرده از خوشنویسان نامدار خط تعلیق و سرآمد همه خوشنویسان این رشته بوده است. علاوه بر تعلیق، نستعلیق را نیز خوش می‌نوشته. مهمتر آنکه در خط «ناخنی» که یک نوع خط مشکل و بسیار قابل توجه است، استاد بوده است. آثار ارزنده و زیبایی از این خوشنویس نزد مجموعه‌داران خطهای نفیس و موزه‌ها، به خصوص کتابخانة مجلس شورای ملّی موجود است. سنگ آرامگاه او که قبل از مرگ به وسیله خود او نوشته شده، از نفایس ارزشمند هنر خطّاطی ایران به شمار می‌رود. واله با سال 1229 هـ . ق در اصفهان وفات یافت و در تکیة «والهیه» تخت فولاد اصفهان، زیر گنبد زیبایی دفن گردیده است.
پس از سالها انتظار، مجلد «هنر و هنرمندان اصفهان» که جزئی از تاریخ مفصل و معظم اصفهان به قلم توانای استاد جلال همایی است، به زیر طبع آراسته گردیده و دریغ داشتم که زحمات آن استاد در معرفی دیگر خطاطان اصفهان، به اختصار مورد اشاره قرار نگیرد و علاقه‌مندان را به مبدأ اصلی، یعنی کتاب ارزشمند «تاریخ اصفهان» مجلد «هنر و هنرمندان» راهنمایی نکنم.- آقا زین العابدین محلاتی، از شاگردان زین‌العابدین معروف به «اشرف الکتاب» اصفهانی، نسخ‌نویس معروف بوده است. - آقا زین العابدین قزوینی، ملقب به معجزنگار و کاتب مخصوص فتحعلیشاه قاجار بوده است. - علی خان فرقانی، قرآن نویس معروف سال 1346 هـ . ق به بعد می‌باشد. - رضاقلی ادیب، نستعلیق خوش می‌نوشته و سال
1290
ه.ق وفات یافته است. - میرزا حسینقلی خان کتیبه نویس، کتیبة آرامگاه والة اصفهانی در تکیة والیه اثر اوست. - عبدالحمید ادهمی، معاصر نادرشاه افشار بوده و کتیبة مسجد «شعیا» به خط شیوای «ثلث» از اوست. - میرزا عبدالغفار پاقلعه‌یی، خوش نویس خط نستعلیق و متوفی به سال 1336 هـ . ق. - ابریشمکار اصفهانی، از نستعلیق‌نویسان مشهور بوده و تا سال 1366 هـ . ق حیات داشته است. - آقا عبدالله ارباب، برادر آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی و کاتب چندین قرآن نفیس می‌باشد. - سیدعلی اکبر اردستانی، نسخ نویس و از شاگردان مشهور «اشرف الکتاب» می‌باشد. - آقا میرزا ابوالقاسم، متولید سال 1296 هـ . ق است. قرآن قطع بزرگ او که به خط ثلث و به شیوة بایسنغر و الوان نوشته شده متعلق به کتابخانة مجلس شورای ملی می‌باشد
ملامهدی واثق، از خوشنویسان عصر صفویه و زمان شاه سلیمان بوده است. - ملامحمدتقی کاتب، نسخ نویس و از شاگردان «میرزا آقاجان پرتو» بوده است. - سید محمد بقا، از نسخ نویسان بنام و از شاگردان مشهور اشرف الکتاب می‌باشد که از استاد خود به دریافت لقب اشرف‌الکتابی مفتخر گردید. - محمدصالح جوشقانی اصفهانی، خوش‌نویس نستعلیق بوده و از آثار مهم او دیوان خلاق المعانی کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی است که به شیوة میرعلی هروی نوشته است. - محمدصالح اصفهانی، از نوابغ خوشنویسان خط نستعلیق در زمان شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی بوده است. - محمدصالح خاتون آبادی، از نستعلیق نویسان زمان صفویه و از شاگردان میرعماد بوده است. - میرزا علی کاتب، متولید سال 1295 هـ . ق و از تندنویسان به نام و در خدمت اداره آمار و ثبت احوال بوده است. - عبدالله عاشور، استاد خط نسخ بوده و بیش از صد جلد قرآن کوچک نوشته است که یکی از آن قرآنها، سنة 1227 هـ . ق رقم خورده است - میرزا ابوالقاسم اصفهانی، از خوشنویسان خط نسخ است و قرآن نفیسی به خط او در کتابخانة سلطنتی موجود است. وفات او سال 1220 هـ . ق است. - میرزا محمدعلی اصفهانی، از خوشنویسان خط نسخ و ثلث قرن سیزدهم بوده است. - میرزا محمدعلی شکسته‌نویس، علاوه بر خوشنویسی شاعر و متخلص به «وفا» بوده و در دارالسلطنه اصفهان کار می‌کرده است. مرقعی به تاریخ 1126 هـ . ق از او موجود است. - محمدحسین تبریزی اصفهانی، نستعلیق‌نویس قرن دهم، که مدتی میرعماد نزد او تعلیم می‌دیده. - میرزا زین‌العابدین شکسته‌نویس، از خوشنویسان قرن دوازدهم می‌باشد. مرقعی از خط زیبای او در کتابخانة سلطنتی موجود است. - محمدرضا خاتون‌آبادی، از نستعلیق‌نویسان معاصر است و دیوان جمال‌الدین عبدالرزاق به نام او است. - سید ابوالمعانی نقیب حسینی، از خوشنویسان خط نستعلیق معاصر شاه سلطان حسین صفوی است. - صحیفی جوهری، معروف به ذوالقدر و از ثلث‌نویسان مشهور اصفهان است. کتیبة مسجد جارچی که در سال 1019 هـ . ق نوشته شده، به خط اوست. - سید محمود نقاش، از ثلث‌نویسان بنام قرن نهم می‌باشد که خط ثلث را به شیوه بایسنغر می‌‌نوشته است. - میرزا ابوتراب اصفهانی، به قولی مخترع خط شکسته نستعلیق است و به سال 1077 هـ . ق فوت کرده است. - آقا عبدالحسین شکسته‌نویس، معاصر زین‌العابدین اشرف الکتاب اصفهانی بوده است. - میرزا امین نصرآبادی، در عهد شاه سلیمان زندگی می‌کردهو خط نسخ و نستعلیق را نیکو می‌نوشته است. - شیخ حافظ اصفهانی، از کتّاب و ثلث‌نیوسان مشهور قرن هفتم بوده و از راه کتاب ارتزاق می‌نموده است. - عبدالجبار اصفهانی، از خوشنویسان مشهور خط نستعلیق و از شاگردان میرعماد بوده و در سال 1065‌‌‌هـ . ق فوت نموده است. 34- میرزا ابراهیم اصفهانی، از خوشنویسان مشهور خط نستعلیق بوده و در قرن دهم می‌زیسته است. - آقا محمدابراهیم قمی، استاد مسلّم خط نسخ در اواخر قرن یازدهم بوده است. محمد ابراهیم مجرد زندگی می‌کرده و درآمد قرآن نویسی خود را صرف دوستان و مستمندان می‌نمود. - عبدالملک عطاش اصفهانی، از مبلغان بزرگ شیعه و استاد خط ثلث کوفی بوده و در سال 500 هـ . ق وفات یافته است. - ملاعلی خطاط کوساری، از خوشنویسان به نام اواخر دورة صفویه است. ملاعلی که فتنة افغان را دیده است علاوه بر خوشنویسی از علم موسیقی بهرة کافی داشته و دارای آوازی خوش بوده است. - ابوالفتوح گلستانه، از نستعلیق‌نویسان مشهور زمان شاه سلیمان صفوی است. - سید علیخان جواهر رقم، فرزند میرزا مقیم خوش نویس می‌باشد که او خود از شاگردان میرعماد بوده استسید علیخان در محلة عباس‌آباد اصفهان ساکن بوده و سپس راهی هندوستان شد - اشرف اصفهانی، از خوشنویسان نستعلیق دربار شاه سلیمان بوده و مرقعات او در کتابخانة سلطنتی موجود است. - میرزا محمد اصفهانی، از رجال عهد فتحعلیشاه قاجار بوده و در خط نسخ سمت استادی داشته، علاوه بر این از موسیقی و شعر بهره کافی داشته و در شعر، صفائی تخلص می‌کرده است. - میرزا تقی اصفهانی دولت‌آبادی، از منشیان و مستوفیان و خوشنویسان عالی مقام زمان شاه عباس دوم است که نسخ را خوش می‌نوشته است. - ملامحمدحسین ضیاء اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق و از فضلا و شعرای عهد محمدشاه قاجار بوده است. - میرزا محمدحسین اصفهانی، از تعلیق‌نویسان بنام قرن یازدهم هجری است. میرزا محمد در اواخر عمر راهی هندوستان شد. - نورالدین محمد لاهیجی، نورالدین معروف به «نورا» از شاگردان معروف میرعماد و از مقربان درگاه شاه عباس بوده است. کتیبة زیر گنبد بزرگ مسجد شاه و کتیبة کاشی مسجد آقا نور به خط زیبای او است. نورالدین پس از قتل میرعماد، رنجیده خاطر به لاهیجان رفت اما نوازشهای شاهانه او را به اصفهان بازگردانید.
-
محمدباقر خوراسگانی اصفهانی، از خوشنویسان بنام خط ثلث و نسخ بوده است. در سال 1235 هـ . ق قرآنی به خط خوش نسخ جلی برای فتحعلیشاه قاجار نوشته که در کتابخانة سلطنتی موجود است. - فغان الدین بلبل اصفهانی، خط ثلث و رقاع و نسخ را خوش می‌نوشت و پیرو سبک علیرضا عباسی بوده است. در اوایل قرن یازدهم از قم به اصفهان آمده و ساکن شد، این شعر از او است:

بلبل به ناله بلدة قم را وداع کرد کاین شهر را ترانه ما ناپسند بود..

با تشکر


 
comment نظرات ()