زبان خوشنویسی
خط مانند تکلم وسیلهای است، برای تفهیم مقصود و بیان منظور و عواطف شخص به دیگران؛ با این تفاوت که از تکلم، صرفاً در زمان حال و مکان معلوم استفاده میشود، ولی خط میتواند زمان و مکان را درنوردد و منظور نویسنده را به کسانی که در نقاط دورتر یا در زمان آینده زندگی میکنند برساند و احساس وی را به آنان انتقال دهد. بنابراین، خط نوعی از زبان است؛ زبانی که بیشتر دوام دارد و دایرهی نفوذ آن گستردهتر است. تعریف جامع و مانع خط را علامه دهخدا چنین آورده است: «خط هنر تثبیت ذهنیات است با علایم معهود چشم. احتیاج به حفظ خاطرهها، نخستین محرک پیدایی خط در بین اقوام عالم بود».
بین خط و خوشنویسی از همان آغاز رابطهی تنگاتنگی وجود داشته است. اگرچه خط در آغاز پیدایش، بر اثر نیاز بشر به بیان خویشتن پا به عرصهی ظهور نهاد، اما خوشنویسی در همه حال به منزلهی مرزی شکننده و نامعین بین هنر و این نیاز آدمی جلوه کرده است. همیشه و هرجا که خط و نوشتار برای ثبت سادهی علامتهای نوشتاری و انتقال مفهوم وجود داشته، هنر خوشنویسی نیز برای ایجاد زیبایی در نوشتار حضور یافته است.
بهرغم این مرزبندی ظریف بین خط و خوشنویسی، باید گفت خوشنویسی تاریخی به قدمت خط و جغرافیایی به وسعت عالم اندیشهی بشر دارد. انسان اندیشمند وقتی اراده کرد اندیشه را از فنا شدن در زمان نجات بخشد، آن را در قالب کلام ریخت و کلام را خانهنشین خانهی خط کرد . و به این ترتیب خط ابزاری شد برای اینکه اندوختهی دانش و فرهنگ بشری از دستبرد زمان در امان ماند و خوشنویسی قالبی متعالی شد برای خط که گاهی توجه به آن از توجه به محتوا پیشی گرفت. چنانکه عبدالعلی تفرشی در ستایش نابغهی خط میرعماد گفته است:
تا کلک تو در نوشتن اعجازنما ست / بر معنی اگر فخر کند لفظ رواست / هر دایرهی تو را فلک حلقه به گوش / هر مدّ تو را مدت ایام بهاست.
انجمن خوشنویسان اصفهان









