تذهیب، قاب نمای هنر های اصیل دینی

 

تذهیب ابتدا یک هنر تزئینی به شمار می‌رفت که برای نخستین بار در دوره تیموریان به‌عنوان یک هنر مستقل شناخته شد و بیشتر جنبه کاربردی داشت.

 سابقه پیدایش تذهیب به‌طور جدی به قرن سوم هجری برمی‌گردد که ابتدا دارای اشکال ساده و مختصری به‌صورت طلا‌کاری و زراندود بود که به مرور زمان اشکال به آن اضافه شد تا اینکه در دوره سلجوقیان و مغول رشد خوبی پیدا کرد.

نقطه اوج آن نیز در زمان تیموریان در قرن نهم هجری بوده است که اشکال را با کاربردی بیشتر در برمی‌گرفت و اوج شکوفایی و کاربردی آن هم در دوره صفویان بوده است.
 اگر بخواهیم هنر تذهیب آن زمان را با دوران معاصر مقایسه کنیم مشاهده می‌شود این هنر فقط جنبه تزئینی پیدا کرده است که از اصل معنوی آن بسیار دور مانده‌ایم. علت این امر، عدم‌شناسایی صحیح این رشته است.

تذهیب، هنری انتزاعی و برگرفته از طبیعت است  اما کاملا به دور از طبیعت. دوره معاصر با توجه به آمار و ارقام کمی و کیفی به‌عنوان نقطه عطفی در تذهیب به شمار می‌رود  اما متأسفانه آن‌گونه که باید به هنر متعالی تذهیب در کشورمان که خود مبدع آن است بهایی داده نمی‌شود و کلا‌س‌های آموزشی به‌صورت آکادمیک شکل نگرفته‌اند. در دانشکده‌ها و هنرستان‌ها، رشته نگارگری و تذهیب حذف شده است. در نتیجه، دور بودن از مفاهیم واقعی در هنر تذهیب، بزرگ‌ترین مشکل کشور ما است و هر فردی که به این هنر علاقه‌مند است می‌بایست به اندازه وسعش تلاش کند و آنچه در ذهنش است را با آموزش‌ها و فراگیری تکنیک‌ها همراه کند تا این هنر وارد باطن هنری‌اش شود.

و در این میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز آن طور که باید و شاید از هنرمندان این رشته‌ها حمایت نمی‌کند و می‌‌گوید: هیچ حمایتی از جانب این وزارتخانه شامل ما نمی‌شود آنچه مسلم است این است که وزارت فرهنگ و ارشاد رسالتش را بیشتر معطوف ارشاد کرده است نه فرهنگ‌سازی و حمایت از هنرمندان