علت رشد کم بعضی از هنرها نسبت به خوشنویسی

در جایی خواندم که به دستور حضرت ابراهیم (ع) در خانه کعبه بعضی از نقاشان بیزانسی روی سرامیک‌های کوچک نقاشی کرده بودند و در زمان پیامبر، یاران وی پس از فتح کعبه هنگامی که برای شکستن بت‌ها به کعبه رفتند آن تابلوهای بیزانسی را نابود کردند و دو تابلوی حضرت مسیح(ع) و حضرت مریم(ع) بود که آنها را نیز می‌خواستند نابود کنند که پیامبر دو دستش را روی دو تمثال گذاشت و امر که آنها را از بین نبرند.

دین اسلام به دلیل یکسری مسائل که خاص این دین است، نخواسته هنر نقاشی رواج پیدا کند ولی هنرمندان ما تصمیم گرفتند که در کنار هنر خطاطی نقش هم بیاورند تا این دو هنر مکمل یکدیگر شوند بنابراین، از نقوش تذهیب، اسلیمی‌ها، ختایی‌ها در تابلوها و بنای مساجد و معابر دارای به صورت کاشی‌کاری‌ استفاده کردند.

میکل آنژ مجسمه حضرت موسی(ع) را ساخت و بعد از ساخت آن احساس کرد که مجسمه دارای روح است، گویی در پیکره آن خون جاری است. روح این مجسمه‌ساز آزرده شد و از این که برخلاف میل آفریننده‌اش کاری انجام داده باشد، هراسان شد. بنابراین، تیشه‌ای به سمت مجسمه پرتاب کرد به‌طوری که پای مجسمه شکست و بعد از کرده خود پشیمان شد.