با سلام مجدد خدمت دوستان عزیز و هنر دوست، بنده حقیر قصد داشتم که قبل از استفاده از مطالب برخی اساتید و خصوصا استاد اعرابی مقاله ای را تحت عنوان {(خوشنویسی، تحولات و فراز و نشیب ها } خدمت شما تقدیم کنم و البته یک قسمت از این مطلب انتشار شد ولی مثل اینکه این مطلب مورد پسند برخی از دوستان قرار نگرفت، بنده هم سعی کردم که مطلب جدیدی را  با عنوان سماع کلمات را در 2 قسمت تقدیم شما کنم...

از اینکه نظارت خود را برای مامطرح می فرمایید...متشکرم.

سماع کلمات  (1) 

در تاریخ هنر ایرانیاسلامی، هیچیک از هنرها به اندازه هنرخوشنویسی مستعد پذیرش رنگ و بوی قداست نبوده است.

 شاید بتوان گفت که هم جواری این هنر با کلام وحی سبب شده تاخوشنویسی تا به این اندازه قدسی و معنوی جلوه داده شود. هنرمندان برای دستیابی به صورت متعالی درتلاش بودند و همین تلاشها سبب شد تا هنرخوشنویسی به تعبیری به یک آیین قدسی بصری درآید. کلام آسمانی توسط خوشنویس صورت زمینی میگرفت و همین ترجمان وحی سبب تعالی هنرخوشنویسی شد. در واقع خوشنویسی صورتی بود تا معانی کلام الهی جاودانه شود وهمین ارتباط بین صورت و معنا باعث شد تا خوشنویسی اگر نتواند هم سنگ معنای آسمانی باشد لااقل ظرف مناسبی باشد تا معانی عوالم باقی مظروف آن شود.

اگر کسی بخواهد خوشنویسی را از چنین منظری به نظاره نشیند به حکم عقل و فطرت باید به آغاز و پیدایی این هنر رجوع کند؛  آغازی که مسلمانان آن را به کاتب وحی، امیرالمومنین علی(ع) نسبت میدهند. علاوه براین سرآغاز شگفت، بسیاری ازعرفا وحکما طی سالیان متمادی به شرح قداست و کرامت این هنرپرداختهاند و ازآن جاست که خوشنویسی بیش از آنکه به چشم ممارست و تمرین هنری دیده شود، به چشم ریاضت و سیر و سلوک نگریسته میشود و خوشنویس را از آن رو هنرمند میدانند که در فرهنگ و سنت ایرانیاسلامی، هنرمند کسی است که به فضل و کمال آراسته باشد.

در این مفهوم خوشنویس هنرمندی است که با جهد و تلاش بسیار و با توشه معرفت،  راه تعالی و کمال را میپیماید و هرچه فضل او افزونترباشد، خطوطی که مینگارد از صلابت و پختگی بیشتری برخورداراست و از همین منظر خط و کتابت، محلی است برای تجلی روح هنرمند خوشنویس.

 زنده یاد استادهدایتالله عجمی- ادیب و شاعر معاصر- زبان را ظرفی قرارداد تا مظروف آسمانی درآن بگنجد ودرمقام شاعر وفراترازآن درکسوت معلم، مراتب سیروسلوک عرفانی و معنوی را طی کرد. حمید عجمی عشق به آسمانیان را ازمحضرهمان پدرآموخت و ازهمین منظر ونظربه خوشنویسی پرداخت.

او پس از پرورش درمکتب پدر، خوشنویسی را پیشه خود ساخت تا با زبان هنر دنباله روی سیره پدری باشد و از همین رو به جرگه خوشنویسان درآمد و از محضر اساتید تراز اول همچون استاد کیخسروخروش و استاد غلام حسین امیرخانی بهرهمند شد. اودرمقام شاگردی مستعد، به قدری تلاش کرد و توشه اندوخت تا با تجربه اندوزیهای گران در بطن زندگی به مرتبهای رسد تا این تجارب را به خلاقیت بدل سازد.

در ملک خوشنویسی باید سالهای سال بگذرد تا گرد سپیدی بر سر و رو نشیند و لقب استادی به نامت اضافه شود، اما حمید عجمی با همین توشه و همان تلاش درسالهای جوانی در کسوت استادی درآمد و البته این مرتبهای نبود که طبع عجمی بدان بسنده کند.

او بهدنبال طرحی نو درعالم خوشنویسی بود و از همین رومدام درجستوجو وتکاپو، وسرانجام این جستوجوها وتلاشها به بارنشست و منجربه ابداع نوعی خط شد که ضمن آنکه برپایههای سنتی هنرخوشنویسی استواراست، اما زبانش امروزی و نوین است.

برای عجمی خوشنویسی عین زندگی است و زندگی او درکلمات و عبارات سپری میشود و برترین کلمه از بهر او نام مبارک اولین کاتب وحی حضرت علی(ع) است و شاید از همین رو عنوان معلی را برای این ابداع برگزید. معلی درسال 76 به بار نشست و مورد تأیید خوشنویسان معاصر و فرهنگستان هنر قرارگرفت.

درخط ابداعی حمید عجمی ردپایی ازتمامی خطوط قدیم به چشم میخورد. گویا پیوندی عمیق بین او و گذشتگان وجود دارد. عجمی نه تنها به نسبتهای عمیق خوشنویسی گذشتگان درابداع خط معلی وفادارمانده بلکه همان ریشهها را با زبان و روش امروزی به کاربسته و بیان کرده است.

نسخ، ثلث، نستعلیق و شکسته بهترین تأثیر را درخط ابداعی حمیدعجمی داشتهاند اما بیش از همه زیرساختهای معلی را میتوان درنسخ جستوجو کرد. درهم آمیختگی حروف و کلمات و پرهیز از ساده نویسی را میتوان مهمترین وجه تشابه نسخ و معلی دانست. با شناخت بیشترازروحیات این هنرمند خوشنویس میتوان دریافت که معلی نه درشکل بلکه دراندیشه نیز از نسخ بهره فراوان جسته است