خوشنویسی سنتی و کلاسیک‌

 

بی‌اغراق باید گفت امروزه نقاشیخط تمامی اخبار مربوط به حوزه خوشنویسی را به خود اختصاص داده است. اگر خوشنویسی امروز را خوشنویسی مدرن برای جلب مخاطب بیشتر بنامیم، کماکان در خوشنویسی امروز ایران بسیاری از موارد برای حرف‌های بیشتر به فراموشی سپرده شده‌اند.
غلامحسین امیرخانی، استاد مسلم خوشنویسی کشورمان در این خصوص معتقد است خوشنویسی سنتی و کلاسیک یکی از ستون‌های فرهنگ و هنر ایران را تشکیل می‌دهد و هر نوآوری اگر در تناسب و سنخیت با آن نباشد، رشد نخواهد کرد.
امیرخانی درباره خوشنویسی مدرن و لزوم پرداختن به آن نیز معتقد است خوشنویسی سنتی و کلاسیک همانند درخت تنومندی است که ریشه‌های آن در عمق استوار است. اگر شیوه‌های نو و مدرن در هنر خوشنویسی در سنخیت با اصول خوشنویسی نباشد،‌ رفته رفته از میان خواهند رفت.
اما رئیس انجمن خوشنویسان کماکان اعتقاد دارد که نوآوری ارزشمند است؛ اما اگر شیوه‌های نو از توانایی لازم برخوردار و در سنخیت با اصول خوشنویسی نباشد،‌ رفته‌رفته از بین خواهد رفت.
از سویی دیگر، جواد بختیاری، هنرمند نقاش و خوشنویس درباره شیوه‌های مدرن خوشنویسی می‌گوید: خوشنویسی اگر در قالب کلمات و فرم باشد، قابلیت انعطاف آن با استفاده از رنگ، حجم و المان‌های مختلف بی‌نهایت است. اما زمانی که در قالب سنتی و با استفاده از ابزار سنتی قلم نی کار شود، باید اصول زیبایی‌شناسی خوشنویسی سنتی در آن کاملا رعایت شود.
 او درباره ارتباط برقرار کردن مخاطبان خارجی با هنر خوشنویسی ایران گفت: خارجیان به هنر خوشنویسی ما به عنوان یک اثر آبستره نگاه می‌کنند و شکل مکتوب کلام مورد توجه آنها نیست و بیشتر به خطوطی که با فرم همراه است علاقه نشان می‌دهند.
بختیاری با اشاره به علاقه خارجیان به خط نستعلیق، عقیده دارد: خارجیان فرق میان خط ثلث و نستعلیق را خوب درک می‌کنند و با خط نستعلیق در مقایسه با دیگر خطوط ارتباط بهتری برقرار می‌کنند. من نیز با یافتن نسبت‌های طلایی در خط نستعلیق که فرهنگ جهانشمول‌تری دارد، ‌کوشیدم مردم آن سوی دنیا نیز با این خط احساس الفت بیشتری پیدا ‌کنند. بازار تقلبی فروش آثار خوشنویسی تاریخی‌از قدیم خوشنویسی را هنر مقدس خاموش می‌دانستند؛ چراکه ارتباط مستقیمی با تحولات روحی و فراز و نشیب‌های روح آدمی دارد.
برپایی نمایشگاه بزرگ قدمای خوشنویسی نستعلیق از سویی دیگر نیز اهمیت دارد. این که شاید به وسیله این نمایشگاه مقالی برای گفتگو درباره اصل یا تقلبی بودن آثار خوشنویسی قدما به وجود آید. این واقعیت است که اکنون بازار آثار تقلبی در حوزه آثار خوشنویسی قدما آن هم در حوزه نستعلیق آنقدر داغ شده است که تشخیص اصل یا غیر اصل بودن آثار در این حوزه بسیار سخت و شاید در برخی موارد غیر ممکن به نظر برسد.
از سویی، تشخیص آثار قدمای خوشنویسی همواره یکی از موضوعاتی بوده که در آن بحث و جدل‌های فراوانی از سوی کارشناسان واقعی و جاعلان صورت می‌گرفته است.
این نیز یک واقعیت است که اکنون هیچ نهادی برای تشخیص آثار هنری اصل از غیر اصل  چه در حوزه خوشنویسی و چه در حوزه هنرهای دیگر تجسمی  در ایران وجود ندارد و این مهم باعث شده است مسیری یکطرفه در این میان کشیده شود که تنها در صورت شکایت رسمی قضایی خریدار می‌توان پیگیر اصل یا غیر اصل بودن این آثار بود.

تجربه نشان داده است با توجه به خلاء قانونی که در حوزه خرید و یا فروش آثار هنری تاریخی در قوانین امروز ایران وجود دارد، هیچ‌گاه این شکایت‌ها به سرانجام نمی‌رسد.
وقتی کارشناسی رسمی دولتی ‌ هنری در این حوزه وجود ندارد، چگونه می‌توان به اصالت آثار هنری در این حوزه اطمینان کرد و اصولا سوال اصلی در برپایی این نمایشگاه شاید همین باشد که اصالت این آثار برای نمایش چگونه تایید شده‌اند.
هرچند پیش از برپایی این نمایشگاه گروهی از کارشناسان و خطاطان خبره از سوی وزارت ارشاد به کارشناسی و انتخاب آثار این نمایشگاه که همگی از مجموعه‌داران خصوصی به امانت گرفته شده است، پرداختند و شاید این نکته مهر تاییدی بر اصالت این آثار بزند؛‌ اما کماکان معضل تقلبی بودن آثار خوشنویسی قدما از موضوعاتی است که این حوزه با آن دست به گریبان است.
ناصر جواهرپور، اکبر ساعتچی، مهدی عتیقی، حمیدرضا قلیچ‌خانی، یدالله کابلی خوانساری و غلامرضا مشعشعی اعضای کمیته انتخاب این آثار را تشکیل می‌دادند که شورای فوق به تایید اصلیت و اعتبار آثاری پرداختند که از سوی مجموعه‌داران بخش خصوصی تحویل نمایشگاه شده بود.

 

/ 2 نظر / 17 بازدید

سلام داداش مرتضی خوبین ؟ خب خوندمش حق با شماست وقتی در یک هنری نو اوری پدید میاد باید اون نواوری انقدر قوی باشه که خدشه ای در اصل هنر ایجاد نکنه البته من همچنان اشنایی با این هنر ندارم برا همین اینو در حده یک اصل عمومی گفتم غیبتم رو هم ببخش درگیره درسهام ممنون از حضورتون و از اینکه به یادم هستین خدانگهدارتون[گل]

ماه تیسا

به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی ؟ مادرش پرسید دعوا کردی باز؟ پدرش گفت و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود تنها مادربزرگش دید گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود [گل][گل]